قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / شگفتي‌هاي علمي / نظریه نسبیت آلبرت انیشتین
کانال تلگرام شگفتیها

نظریه نسبیت آلبرت انیشتین

تئوری جاذبه ای که نیوتن (Newton) ارائه کرد، خیلی زود بدون تقریبآ هیچ سوالی جدی مورد پذیرش دانشمندان قرار گرفت. تا اینکه در اوایل قرن بیستم آلبرت اینشتین (Albert Einstein 1879-1955) با ارائه نظریه نسبیت خاص در سال ۱۹۰۵ و نظریه نسبیت عام در سال ۱۹۱۵ نه تنها قوانین فیزیک و جاذبه عمومی نیوتن بلکه پایه های فیزیک عصر خود را لرزاند.
هر چند قبل از او ماکس پلانک (Max Planck) با ارائه نظریه کوانتم (Quantum) تا حد زیادی فیزیک نیوتنی را زیر سئوال برده بود اما اینشتین با انتشار مقاله های خود راجع به تئوری نسبیت رسماً ثابت کرد که فیزیک نیوتن در حالت های بسیار خاص پاسخگوی پدیده های فیزیکی می باشد.
وی بعد ها با فعالیت هایی که در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۵ انجام داد بعنوان یکی از پایه گذاران اصلی مکانیک کوانتم نیز شناخته شد.
آلبرت اینشتین طی سالهای ۱۹۳۰ الی ۱۹۵۵ به بررسی رفتار جهان هستی پرداخت و مقالاتی در این باره منتشر کرد. او می خواست با ترکیب تئوری نسبیت و کوانتم به تئوری جامعی برای مدل کردن جهان هستی دست پیدا کند که زندگی این فرصت را برای تکمیل کار به او نداد. اما بعد ها در سال ۱۹۳۳ هابل (Hubble) و هومنسون (Humanson) با تحقیقاتی که در زمینه کهکشانهای مختلف انجام دادند بر نظریه های او راجع به جهان هستی صحه گذاردند.
آلبرت انیشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن ۲۵ سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.

نظریه نسبیت خاص


نسبیت خاص یکی از نظریاتی است که انیشتین مطرح کرده و شامل سه پدیده در سرعت ‌های بالا است .

* انقباض لورنتزی که کاهش طول جسم در مسیر حرکت است

* اتساع زمان که کند شدن زمان است

* افزایش جرم

نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند–سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما به گونه ای است که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود.


به نظر خلبان موشک که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کند، ماه
دچار انقباض طولی شده است (بالا). حال آنکه برای فضانورد روی ماه، موشک
فشرده به نظر می‌رسد (پایین).

 

حتی زمان هم نسبی می باشد!

از نتایج جالب تئوری نسبیت خاص می توان به بیان ارتباط میان زمان و و فضا (فاصله) و اینکه تمام موجودیت ها در دنیا با یکدیگر مرتبط بوده و بر یکدیگر اثر می گذارند، اشاره کرد. نیوتن معتقد بود که زمان ثابت است و در تمام نقاط به یک صورت عمل می کند. اما اینشتین نشان داد که اینگونه نیست.


مثال جالبی که معمولا” در این باره بیان می شود آن است که دو برادر دوقلو را در نظر بگیرید. یکی روی زمین می ماند و دیگری با یک فضا پیما با سرعت نزدیک به نور به سمت فضا حرکت می کند. پس از آنکه برادر روی زمین ۱۰۰ سال از عمرش بگذرد، برادری که در فضا پیما می باشد فقط یکسال از عمرش گذشته است!

نظریه نسبیت عام

انیشتین در نوامبر سال ۱۹۱۵یک سری سخنرانی‌هایی در آکادمی علوم پروس ایراد کرد که در آن نظریه جدید گرانش، موسوم به نسبیت عام را مطرح کرد. او در آخرین سخنرانی ای که ایراد کرد معادله‌ای را مطرح کرد که جانشین قانون جاذبه نیوتون شد، معادله میدان انیشتین. این نظریه قائل به این است که نه تنها کسانی که یا یک سرعت ثابت در حرکتند، بلکه تمامی ناظران یکسان و هم ارز هستند. در نسبیت عام، گرانش دیگر نیرو محسوب نمی‌شود (مانند قانون جاذبه نیوتون)، بلکه نتیجه خمیدگی مکان- زمان است .


به خاطر جنگ، مقالاتی که انیشتین در مورد نسبیت عام چاپ کرده بود، در خارج از آلمان در دسترس نبود. خبر نظریه جدید انیشتین توسط فیزیک دانهای هلندی هنریک آنتون لورنتز و پل اهرنفست و همکار آنها ویلیام دو سیتر که مدیر رصد خانه لیدن بود، به ستاره شناسان انگلیسی زبان در انگلیس و آمریکا رسانده شد. در انگلیس، آرتور استنلی ادینگتون که دبیر انجمن نجوم سلطنتی از دو سیتر خواست تا یک سری مقالاتی به زبان انگلیسی به نفع منجمان بنویسد. نظریه جدید او را مجذوب خود ساخته بود و از این رو یکی از مدافعان و مبلغان اصلی نسبیت شد. . اغلب ستاره شناسان، هندسی سازی گرانش توسط انیشتین را نمی‌پسندیدند و معتقد بودند پیش بینی‌های او در مورد خمیدگی نور و به قرمزی گرایی گرانشی درست از آب در نخواهد آمد. در سال ۱۹۱۷، منجمان رصد خانه ویلسون در کالیفرنیای جنوبی نتایج تحلیل طیف نور را که در ظاهر نشان می‌داد که در پرتو خورشید به قرمزی گرایی گرانشی وجود ندارد، منتشر کردند. . در سال ۱۹۱۸، منجمان رصد خانه لیک در شمال کالیفرنیا تصاویری از خورشیدگرفتگی که در ایالات متحده قابل رویت بود گرفتند.پس از پایان جنگ، آنها نتایج بررسی‌های خود را اعلام کردند و مدعی شدند که پیش بینی نسبیت عام انیشتین در خصوص خمیدگی نور اشتباه بوده‌ است. با این حال آنها به خاطر خطاهای احتمالی فراوان، هیچگاه اقدام به چاپ نتایجی که به دست آورده بودند نکردند .
آرتور استنلی ادینگتون، طی سفرهایی که درماه می ‌سال ۱۹۱۹ در زمانی که خورشید گرفتگی در بریتانیا رخ داد، به سوبرال سیارا برزیل و جزیره پرینسیپ در ساحل غربی آفریقا داشت، اندازه گیری خمیدگی گرانشی عدسی نور ستاره را به هنگام عبور از نزدیکی خورشید تحت نظارت داشت و در نهایت به این نتیجه رسید که محل قرار گرفتن ستاره از خورشید دورتر است. این حالت عدسی گرایی گرانشی نامیده می‌شود و وضعیت ستاره‌های مشاهده شده دو برابر حالتی بود که فزیک نیوتنی پیش بینی اش را می‌کرد. معهذا، این حالت با پیش بینی هم ارزی میدانی انیشتین نسبیت عام همخوان بود. ادینگتون اعلام کرد که نتایج به دست آمده پیش بینی انیشتین را تایید می‌کند و مجله تایمز در هفتم نوامبر آن سال با اتنخاب تیتر زیر تایید شدن پیش بینی انیشتین را گزارش کرد: «انقلابی در علم، نظریه‌ای جدید در مورد جهان، ایده‌های نیوتن اعتبار خود را از دست می‌دهد.» ماکس بورن، برنده جایزه نوبل از نسبیت عام به عنوان ‹‹ بزرگ‌ترین دستاورد و شاهکار تفکر بشری در مورد طبیعت›› بر شمرد و پل دیراک نیز که یکی از برندگان جایزه نوبل است، از آن به عنوان ‹‹ بزرگ ‌ترین اکتشاف علمی آن زمان›› یاد کرد. این اظهار نظرها و تبلیغات متعاقب از آن، باعث شهرت و معروفیت انیشتین شد.او در سطح جهانی معروف شد که موفقیت استثنایی و خاصی برای یک دانشمند محسوب می‌شود.
با این حال هنوز هم بسیاری از دانشمندان به دلایل مختلفی که شامل دلایل علمی (مخالفت با تفسیر انیشتین از آزمایش ‌های انجام شده، اعتقاد به اتر و یا ضرورت وجود ملاک مطلق) و دلایل روانی- اجتماعی (محافظه کاری، یهود ستیزی) می‌شد، نظریات انیشتین را نمی‌پذیرفتند. به نظر انیشتین، اغلب مخالفتهایی که با نظریه او می‌شد، از جانب آزمایش-باورانی بود که درک ناچیزی از نظریه مطرح شده داشتند .


شهرتی که انیشتین بعد از چاپ مقاله ۱۹۱۹دست آورده بود، باعث شد بسیاری از دانشمندان نسبت به ابراز نفرت و انزجار کنند و نفرت و انزجار برخی از آنها حتی تا دهه ۳۰نیز ادامه یافت. مباحث زیادی در مورد ابراز انزجار نسبت به شهرت و معروفیت انیشتین وجود دارد، بویژه در میان آن دسته: از فیزیک ‌دانان آلمانی که بعد‌ها جنبش ضد انیشتینی ‹‹دویچه فیزیک›› را در مقدمه Klaus Hentschel ؛ یعنی ‹‹ فیزیک و سوسیالسم اجتماعی›› به راه انداختند.
انیشتین در ۳۰مارس سال ۱۹۲۱، یعنی همان سالی که برنده جایزه نوبل شد، برای ایراد سخنرانی در مورد نظریه جدید نسیبت به نیویورک رفت. اگرچه امروزه انیشتین به خاطر فعالیتهایش در مورد نسبیت شهرت یافته، اما جایزه نوبل به خاطر کارهای او در مورد اثر فوتوالکتریک به او اعطا شد؛ چرا که در مورد نسبیت عام در آن زمان هنوز اختلاف نظر وجود داشت. هیات نوبل با خود به این نتیجه رسیند که اشاره به آن نظریه انیشتین در نوبل که اختلاف نظر و مخالفت در مورد آن کمتر است، بیشتر مورد قبول جامعه علمی واقع خواهد شد.

نظریه نسبیت عام به زبان ساده

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد ۹٫۸۱m/s است نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ای است راجع به اجرامی که شتاب ثقل دارند. به طور کلی، در هر کجای جهان، جرمی که در فضای خالی باشد، حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کند تر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هر دو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها(سیاهچاله ها: اگر یه ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده میشود و یک حفره سیاه رنگ مثل یه قیف درست میکند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمیتواند از آن فرار کند) هم بر اساس همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید.


آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در ۱۹۱۵ انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیرو ی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود! در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار می‌کردند. با این که فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند. سیاره اورانوس در سال ۱۷۸۱ میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود!
نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین اسحاق نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرو یی بر اورانوس وارد شود.در سال ۱۸۴۶ میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمی‌افتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند! مقدار این انحراف برابر ۴۳ ثانیه قوس بود. این حرکت در سال ۱۸۴۵ به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت ی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند. آلبرت انیشتین می گفت میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف می‌کند. چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد. اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله ۸ سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!


دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.ـ نظریه آلبرت انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc². دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیوی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه آلبرت انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم ۲۳۵ انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً ۲ گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال ۱۹۴۵ مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت ۵/۵ صبح روز ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵ برابر با ۲۵ تیرماه ۱۳۲۴ و نیرو ی انفجاری برابر ۲۰ هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و ۶۰ سانتیمتر طول و به وزن ۵/۴ تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز ۱۶ اوت ۱۹۴۵ در ساعت ۱۰ و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، ۱۶۰۰۰۰ کشته. در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدار شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. آلبرت انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله‌کش بشوم نه یک دانشمند!


برخی نتایج حاصل از نسبیت

اینشتین با نظریه نسبیت خاص خود نشان داد که سه قانون فیزیک نیوتن تنها در شرایط خاصی آنهم بصورت تقریبی صحت دارند و هنگامی که سرعت اجسام زیاد شده و با سرعت نور قابل مقایسه شوند به هیچ وجه نمی توان قوانین نیوتن را در مورد اجسام حتی با تقریب بالا بکار برد. همچنین نظریه نسبیت عام او نشان داد که باز نظریه نیوتن راجع به قانون جاذبه عمومی دقیق نمی باشد و در میدان های جاذبه بسیار قوی فرمول نیوتن جای بحث دارد.
مطالعه حرکت عطارد (Mercury) به دور خورشید از دیر باز مورد علاقه ستاره شناسان و فیزیک دانان بوده است. مشکل اینجا بوجود آمد که مشاهده شد صفحه ای که عطارد در آن به دور خوشید می چرخد خود دارای حرکت می باشد.
اندازه گیری ها نشان داد که این حرکت در هر یکصد سال معادل ۴۳ ثانیه (در اینجا منظور از ثانیه واحد اندازه گیری کمان می باشد که معادل ۱/۳۶۰۰ درجه است) می باشد. با وجود آنکه این مقدار حرکت برای هر سال بسیار کم می باشد اما قانون جاذبه عمومی نیوتن از توجیه آن عاجز است.
نیوتن معتقد بود که نور در یک مسیر مستقیم حرکت می کند اما اینشتین نشان داد که اگر جسمی دارای یک میدان جاذبه بزرگ باشد و نور از کنار آن عبور کند دچار انحراف از مسیر مستقیم خود می شود.
دیگر مواردی که از قانون نسبیت عام می توان نتیجه گرفت آن که نور ستارگانی که دارای میدانهای مغناطیسی قوی میباشند در راه رسیدن به زمین تغییر طول موج می دهند. این اثر که به Red Shift مشهور است، باعث می شود طول موج نور این ستاره ها بزرگتر شود. این مسئله که باز با قوانین نیوتن قابل تحلیل نمی باشد توسط معادلات تئوری نسبیت عام بسادگی مدل می شود.

آیا زمین در یک چاله فضا-زمان واقع شده است؟


زمان و فضا –بر طبق نظریه نسبیت انیشتین –به یکدیگر بافته شده اند و ساختار تار و پودی چهاربعدی به نام فضا-زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمین ، این ساختار را به شکل یک گودی در می آورد.مانند شخص سنگینی که وسط یک تشک بادی نشسته باشد (هر چند که چنین خمیدگیهای فضا-زمان را اغلب در محیط اطراف اجرام بسیار پر جرم تر و فشرده تری مانند سیاهچاله‌ها، ستاره های نوترونی، و کوتوله های سفید سراغ داریم اما اگر با دقت کافی محیط اطراف اجرام بسیار کم جرم تری مانند زمین را نیز بررسی کنیم خمیدگی فضا-زمان ناشی از جرم زمین را می توانیم بیابیم).
بر طبق نظریه نسبیت عام انیشتین ، حرکت اجسام در ساختار تار و پودی فضا-زمان صورت می گیرد. یعنی جسم در حال حرکت تابع شکل فضا-زمانی است که در آن واقع شده است. بر اساس این نظریه، گرانش باعث تغییر شکل ساختار فضا-زمان می شود و در نتیجه حرکت جسم نیز بر اثر میدان گرانشی تغییر می کند. می توان گفت که به زبان انیشتین گرانش در اصل حرکت اجسام در مسیر خمیدگی ساختار فضا-زمان در اطراف جسم پرجرم است. یعنی وقتی زمین ر مداری به دور خورشید در گردش است از دید نسبیتی به دلیل انحنای فضا-زمان اطراف خورشید در این مسیر هدایت می شود.
اگر زمین ثابت بود، ضرورتی برای انجام این کاوش نبود، ولی از آنجا که زمین به دور خود حرکت دورانی دارد ، این خمیدگی نیز باید همراه با زمین بچرخد.زمین با پیچ و تاب دادن ساختار فضا-زمان به دور خود به آرامی آن را به صورت یک ساختار چرخشی چهار بعدی در می آورد.این همان چیزی است که ماهواره گرانش کاو یا GP-B برای آزمایش آن به فضا فرستاده شده است.
این آزمایش براساس فکر بسیار ساده ای انجام می شود: یک ژیروسکوپ (گردش نما) در حال چرخش در مداری در نزدیکی زمین قرار می دهند ، در حالی که محور چرخش آن به سمت یک ستاره بسیار دور -در نقش یک مرجع ثابت و بدون حرکت- نشانه رفته است. بدون وجود نیروهای خارجی، محور ژیروسکوپ باید تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولی چون فضا-زمان در نزدیکی زمین خمیده است، جهت محور ژیروسکوپ به مرور زمان تغییر می کند.با اندازه گیری بسیار دقیق تغییرات جهت محور ژیروسکوپ نسبت به ستاره، می توان میزان خمیدگی فضا-زمان را در نزدیکی زمین اندازه گرفت.


اما در عمل این آزمایش بسیار دشوار است :

چهار ژیروسکوپی که در GP-B کار گذاشته شده اند، کامل ترین کره هایی هستند که تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.این کره ها که هر کدام به اندازه یک توپ پینگ پونگ اند (به قطر حدود ۴ سانتی متر)، از جنس سیلیکون و کوارتز هستند. هیچ گاه اختلاف آنها با یک کره کامل بیش از ۴۰ لایه اتمی نیست. اگر ژیروسکوپ ها کاملا کروی نبودند، محور چرخش آنها حتی بدون اثرات نسبیتی ‌، حرکت می کرد.
بر طبق محاسبات فضا-زمان انحنا پیدا کرده در نزدیکی زمین باعث می شود تا محور ژیروسکوپ در طول یک سال به اندازه ی ۰٫۰۴۱ ثانیه قوس جابه جا شود. یک ثانیه قوس ۳۶۰۰/۱ یک درجه است. برای اندازه گیری دقیق این زاویه، GP-B به دقت سنجش فوق العاده ۰٫۰۰۰۵ ثانیه قوس نیاز دارد.این عمل مانند آن است که بخواهیم قطر یک ورق کاغذ را از فاصله ی ۱۵۰ کیلومتری اندازه بگیریم.
محققان GP-B فناوری های کاملا جدیدی را برای این اندازه گیری اختراع کرده اند. آنان ماهواره گرانش کاو را کاملا «بدون لرز» ساخته اند تا در هنگام حرکت ماهواره در لایه های بالایی جو به ژیروسکوپ ها لرزشی وارد نشود. آنها دریافتند که چگونه از نفوذ میدان مغناطیسی زمین به داخل فضاپیما جلوگیری کنند و همچنین دستگاهی را برای اندازه گیری چرخش ژیروسکوپ ، بدون تماس با آن، اختراع کردند.
فرانسیس اوریت ، استاد فیزیک دانشگاه استنفورد و محقق اصلی پروژه GP-B می گوید: «در جریان انجام آزمایش هیچ حادثه غافلگیر کننده ای اتفاق نیفتاده است.» اکنون که مرحله جمع آوری اطلاعات پایان یافته است ، او می گوید : «دانشمندان GP-B با اشتیاق و علاقه بیشتری به کار خود ادامه می دهند و کار سخت پیش روی خود را نادیده نمی گیرند.»
در مرحله بعدی آنها باید اطلاعات گرفته شده را به طور دقیق و کامل بررسی کنند.اوریت توضیح می دهد که دانشمندان GP-B این کار را در سه مرحله انجام می دهند: در مرحله اول آنان اطلاعات را به صورت روز به روز بررسی می کنند تا بی نظمی های موجود در آنها را بیابند. سپس اطلاعات را به صورت ماه به ماه در می آورند و در نهایت آنها را به صورت یک مجموعه کامل به دست آمده در طول یک سال، تحلیل می کنند. بدین ترتیب دانشمندان ایرادات موجود در اطلاعات را ، که از طریق یک روش تجزیه و تحلیل ساده نمی توان پیدا کرد، می یابند.

نهایتا دانشمندان از سراسر دنیا نتایج را به دقت بررسی می کنند.اوریت می گوید: «بدین طریق به سخت ترین منتقدان، اجازه شرکت در این پروژه داده می شود.» اگر GP-B بتواند به طور دقیق چاله فضا-زمانی را که انتظار می رود مشخص کند، بدین معنی است که بر اساس باور عمومی فیزیکدانان نظریه انیشتین حقیقت داشته است ولی اگر این گونه نشود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید ایرادی در نظریه نسبیت عام انیشتین یافته شود. اختلاف کوچکی که ظهور انقلابی بزرگ را در فیزیک عصر جدید اعلام خواهد کرد.

برگرفته از: سایت «دنیایی از همه چیز»

و بخش فیزیک سایت دانشگاه فلوریدا

مطلب پیشنهادی

درباره رویا ها و خواب دیدن بیشتر بدانیم

در طول تاریخ همیشه مردم، مجذوب رویاهای خود شده و به معنای نهانی آنها اندیشیده …

۶۶ دیدگاه

  1. این یارو کی بوده
    جلدل خالق
    الله اکبر

  2. البرت انیشتین نابغه قرن بیستم هست الان هم علم پیشرفت های زیادی کرده وممکن هست که نظریه نسبیت عام اون نقض بشه وراه ها جدیدی روبه علم بشری باز شود که ما از هر کشف جدیدی استقبال میکنیم به شرطی که به جامعه بشری کمک شود نه نابودی ان

  3. واقعا عالـــــــیه. الگوی خوبیه برام…در ضمن جلدل خالق نه جلل خاالق! امیدوارم بتونم مث اون باشم.

  4. متشکرم
    مقاله ی بسیاااار مفید و کاملی بود,
    عاشق تصور نظریه نسبیت ام … انیشتین فوق بشره!!!

  5. سلام
    چطوری میتونم از آخرین اصلاعات علمی مطلع بشم؟

  6. منتظر نقض نظریه های اینشتین باشید.
    wait to see Enistein failure

  7. مقاله مفیدی بود (:
    درضمن صددرصد نظریه های انیشتین کامل نیستن اما قطعا تا حدودی درستن یا اینکه مقدمه ای هستن برای نظریه های بعدی

  8. من از بچگی آرزوم بود دانشمند بشم:))))

  9. خیلی جالبه. دانشمندها میگن همه ما یه همزاد داریم. مثلا اگه من دکتر شدم شاید اون مهندس بشه و کلا سرنوشتمون باهم فرق داره و چون هرچه من بهش نزدیک تر شم اون ازم دور تر میشه هرگز نمیشه هم رو ملاقات کنیم.

  10. واقعا نظریه های فوق العاده ای هستند. واقعا جالبه . انیشتین یه دیدگاه کاملا جدید نسبت جهان هستی اضافه کرد.
    ولی خداییش اینا حال داشتن کل زنگیشون رو وقف علم کردن.درضمن به نظر من سخت ترین کار ها ابداع یک دید تازه نسبت به یک موضوعه همون کاری که انیشتین کرد(انقلاب)

  11. خیلی هوش و ذکاوت میخاد تا مثل چنین افرادی بشیم. اینکه چنین موهبتی رو داشته باشتی تا سطح علم رو تو مرحله جهانی به صورت خارق العاده افزایش بدی واقعا غرور افرینه یه حس سرشار از نبوغ

  12. سلام برای اونایی که میگن اعداد فقط مفاهیمه و تاثیری در گذشته و اینده و زمان نداره بگم اعداد رو ما خلق نکردیم بلکه کشف کردیم و خداوند اعداد رو خلق کرده مثلا در علم متافیزیک یعنی عتم فراتر و بالاتر از فیزیک و بالاتر از درک و معادلات ما ما میتونیم با اعداد طلسم کنیم پس اعداد کشف شده توسط انسان نه اینکه خلق شده باشد پس اعداد هم موجودیت دارد نه وجودیت

  13. خیلی خوشحالم که در مقطع زمانی از جهان هستی زندگی میکنم ،که علم به سوالات زیادی از انسان جواب منطقی میدهد وتقریبأ جهان هستی را میتوانیم بشناسیم بکمک شما دانشمندان فرهیخته، سپاس فراوان دارم از شما ،آرزو میکنم همواره موفق باشید .

  14. سال ١٩١٩دانشمندان قجردر حال امضا تعهد نامه قاجاریه ترکمنچای بودند وانیشتن نظریه نسبیت رو ارائه کرد.تصورش هم غیر ممکنه که مردم عادی ازجمله پدربزرگها ومادربزرگهای والدین ما کجا ودر چه عوالمی سیر میکردند واصلا ایران دانشمند ومتفکری داشت؟؟واگر داشت از چه سطح خانواده واجتماعی بودن
    بعداز گذشت یک قرن ما هنوز دربند نانی هستیم وخواجه حیران نسبیت

  15. خیلی خوب گفتی … ولی عزیزم ایران چند صد سال از کل دنیا و علم عقبه … به خاطر مسایل تاریخی و یه چیزایی که نیاز به گفتن نیست ! … و این طبیعیه … الانم حدداقل ۱۰۰ سال و خورده ای طول میکشه که تازه بشه مثل ۱۰۰ سال پیش اروپا و امریکا … کاریشم نمیشه کرد … فقط با گذر زمان و مردن این مردم و اومدن نسل های حدید درست میشه .

  16. یادداشت وارده|دروغ بزرگی به نام بمب اتم|دلایلی که می تواند ثابت کند، بمب اتمی وجود خارجی ندارد

    در عالم مقیاس و درجه بندیها برای محور صداقت و راستی ,” مثبت بینهایت” همانقدر مذموم و ناپسند است که” منفی بینهایت”

    نویسنده: کرامت سلیمی

    با سلام و عرض ادب و احترام

    نوشته را با این سوال اغاز میکنم که چرا هیچکس نمیتواند جامعه را اصلاح کند.
    توزیع نامتقارن و ناعادلانه ثروت و قدرت در جهان علت بروز رفتارهای خشونت امیز در جوامع مختلف می باشد.

    واقعیت این است که زمانی می توان در جهت اصلاح جامعه گام برداشت که دروغهای ابرقدرتها رو شود تا نشان داده شود که این ابر قدرتها قدرت دروغین و پوشالی دارند و تنها با استفاده از عدم اگاهی وحتی نادانی جامعه قدرت دروغینشان را به جامعه باور می دهند که اگر دروغهایشان رو شود تضعیف خواهند شد و به دنبال ان قدرت طرفداران و سرسپردگان ابرقدرتها نیز کم خواهد شد .

    از زمانی که نفت و گاز کشف گردید عده ای این منابع خدادادی را که باید همه از ان بهره میبردند در انحصار خود و گروههای طرفدار خود گرفته و بقیه را سرکوب کرده و دهان انها را بستند.
    اما این رسم دیرینه تاریخ است که اگر دهانها بسته شود , دستها به سوی اسلحه خواهد رفت.
    بنا به همین رسم قدیمی جنبشهای سیاسی و مسلحانه در نقاط مختلف جهان اغاز شد. اما صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه افراد مورد نظر خودشان را به عنوان مبارز و رهبر ازادیخواهان به این جنبشها نفوذ داده و نتیجه این جنبشها درگیری داخلی در همان جنبش بود و یا اینکه در راستای منافع سردمداران جهانی عمل میکردند.

    نمونه بارز این موضوع نلسون ماندلا ست که سابقه وی را شرارت , عملیاتهای تروریستی و خیانت به یارانش تشکیل میداد اما رسانه های وابسته به قدرتهای جهانی از وی یک قهرمان ساختند که به خاطر سیاهان افریقا ۲۷ سال زندان را تحمل کرده است.

    امریکا برای حاکم شدن بر جهان دروغهای زیادی را در راستای قدرت بلامنازع جهان بودن تحویل جهانیان داد و نمایش نامه های زیادی را اجرا کرد

    وفیلمهای زیادی را ساخت تا به جهانیان وحشت از بمب اتم را القا کند . همچون بحران موشکی کوبا , بحران درگیری بین چین و شوروی و از این نوع بحرانهای ساختگی. در حالی که شواهد و قرائن زیادی در دست است که بمب اتم وجود خارجی ندارد و فقط برای ترساندن مردم دنیا ان را عنوان می کنند .

    همانطور که در کودکی ما را از چیزهایی همچون “” اقا گرگه میاد میخوردت” , “هاپو ” , “بچه خورک” و این جور چیز ها میترساندند که هیچکدام واقعی نیست و فقط برای کنترل بچه بود ابرقدرتها نیز برای ترساندن و کنترل ملتها دروغهایی همچون بمب اتم , هارپ , سلاح نوترونی , یوفو, مثلث برمودا و اینجور چیزها را مطرح کردند.
    دلایل علمی متعددی برای اثبات دروغ بودن بمب اتم وجود دارد که در اینجا نمیتوان ارائه داد. اما به تعدادی از دلایل غیر علمی اشاره میکنم:

    در جنگ جهانی دوم بین شصت تا صد میلیون انسان فقط بر اثر شرایط جنگی کشته شدند (به غیر از کسانی که در اثر گرسنگی و بیماری درگذشتند و امار انها معلوم نیست) اما رسانه های جهانی این موضوع را رها کرده و فقط به دویست هزار کشته هیروشیما وناکازاکی اشاره میکنند و هر ساله در ژاپن به یاد انها یک دقیقه سکوت میکنند. و واقعا” مشخص نیست که انها چگونه کشته شدند.کسی به معنای واقعی و شهودی چیزی ندیده است و اصلا” چرا امریکا بجای مناطق جنگی و ضربه به نیروهای نظامی و ترساندن نظامیان باید دو شهر گمنام و غیرنظامی ژاپن را بمباران اتمی کند و اطلاعات ما در این مورد و سایر موارد, اطلاعات رسانه ای است. و رسانه ها هر چیزی را که بخواهند به خورد ملتها می دهند و هالیوود هم که استاد صحنه سازی و تاریخ سازی است. وجالب است که هیروهیتو امپراطور ژاپن بعد از این قضایا تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کرد و خود را تازیانه خدا می خواند.

    اگر آزمایش های اتمی برای محیط زیست زیان اور است کشورهای مختلف چگونه به خود اجازه می دهند در خشکی و دریا انها را انجام دهند .

    امریکایی ها به قول خودشان اولین ازمایش هسته ای را در سال ۱۹۴۵ انجام دادند و شوروی نیز در سال ۱۹۴۹ یعنی ۴ سال بعد از ازمایش امریکا. شوروی در جنگ جهانی دوم به کلی نابود شده بود و علاوه بر جنگ با المان دچار جنگ داخلی نیز گردیده بود به طوری که استالین رهبر شوروی از ارسال گندم و سایر مواد غذایی و دارویی به بعضی از استانها خودداری کرد و طبق گفته تاریخ نویسان حدود ۱۰ میلیون نفر فقط در اکراین مردند. چطور چنین کشور گرسنه و ویرانی میتواند ۴ سال بعد از امریکا که در طی جنگ تقریبا” دست نخورده و سالم مانده بود چنین سلاحی که در ان زمان فوق سری بود بسازد.

    حقارتهایی که به کشور روسیه در سرنگونی جت جنگی اش توسط کشور ضعیفی مثل ترکیه وارد شد نشان از ان دارد که روسیه ابر قدرت نیست و چیزی به نام سلاح هسته ای در اختیار ندارد . چرا که اگر چنین سلاحی داشت به پشتوانه این سلاح باید کشور ترکیه را گوشمالی مناسبی می داد نه اینکه فقط واردات گوجه فرنگی را از ترکیه ممنوع کند. روسیه حتی جرات نکرد و یا اینکه توانایی فنی و نظامی لازم را نداشت که مقابله به مثل کند و یک یا چند هواپیمای ترکیه را سرنگون سازد. ترکیه برای تحقیر بیشتر روسیه اعلام کرد که جت جنگی روسیه ۱۷ ثانیه در اسمان ترکیه بوده و به همین دلیل انرا سرنگون کرده است.

    بیست سال حضور نظامی امریکا در کشور ویتنام که نه نفت و گاز دارد و نه محصول ارزشمند دیگری که به درد امریکا بخورد و به بهای جان ده ها هزار و شاید هم صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد دلیل دیگری بر رد سلاح هسته ای می باشد . چرا که اگر سلاح هسته ای داشت بیست سال طول نمی کشید. امریکا وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند.

    همچنین کودتای سال ۹۱ میلادی شوروی که منجر به فروپاشی این کشور گردید دلیل دیگری بر غیر واقعی واقعی بودن ابرقدرتی این کشور بود . کودتایی که به نظر ساختگی می رسید. چرا که در راس این کودتا که معاون رییس جمهور گنادی یانایف , وزیر دفاع دیمتری یازف , وزیر کشور بوریس پوگو و رییس کا گ ب ولادیمیر کوریوچکوف که قدرتمندترین افراد ان زمان بودند قرار داشتند چطور شکست خوردند . حتی بعد از دستگیری هم اعدام نشدند.

    در سال ۹۲ یا ۹۳ میلادی میخاییل گورباچف رییس جمهور وقت شوروی که بعد از کودتای ساختگی همکارانش عملا” قدرتی نداشت و یلتسین امور را کنترل می کرد کاسترو را خائن به بشریت خواند . واعلام این موضوع از سوی گورباچف میتواند اشاره ای به همکاری مخفیانه کاسترو با امریکا در راه انداختن بحران ساختگی وجود ۸۰ موشک اتمی شوروی در خاک کوبا در سال ۱۹۶۲ میلادی باشد که در طی این بحران ساختگی امریکا چند ماه دنیا را در ترس و وحشت نگاه داشت.بعد از این واقعه نیز جان کندی رییس جمهور امریکا ترور شد.

    همچنین خروج ذلت بار شوروی از افغانستان و نداشتن هیچ نقشی در معادلات قدرت در طی جنگ خلیج فارس نشان از بی قدرتی شوروی دارد.

    فاجعه عراق و سوریه نتیجه اعتماد احمقانه ملتها به ابرقدرتی شوروی بود که فکر میکردند شوروی توان مداخله دارد اما نمیدانستند که شوروی حتی قادر نیست مشکلات داخلی خودش را حل کند و از پس تعدادی چریک چچنی فاقد پشتیبانی هوایی نیز بعد از چند ماه جنگ پر تلفات به سختی بر امد و هنوز هم از ناحیه انها مورد تهدید است.

    امریکا مدعی است که بیست هزار بمب اتمی در اختیار دارد . ایا این ادعا منطقی است . ایا میتوان به افراد اعتماد کرد و این تعداد بمب اتمی را در صورت وجود در اختیار افراد در پایگاه ها و زیر دریایی ها قرار داد . واین خطر وجود ندارد که ممکن است افرادی تعدادی از این سلاح ها را در اختیار گرفته و برعلیه خود امریکا به کار ببرند و از دولت امریکا اخاذی کنند و خواستار سهیم شدن در قدرت شوند.

    همانطور که در یک سریال امریکایی (فصل ۷ سریال ۲۴ ) عده ای از امریکایی ها در منطقه ای در ۲۰ کیلومتری واشنگتن به نام استارک وود با در اختیار گرفتن تعدادی موشک شیمیایی و تهدید به حمله به شهرهای امریکا خواستار سهیم شدن در ساختار قدرت و ورود افراد انها در مراکز تصمیم گیری راهبردی از جمله پنتاگون هستند. که البته همانطور که انتظار می رفت قهرمان سریال موضوع را حل کرد شبیه سازی این موضوع در یک سریال نشان میدهد که اگر چنین سلاح هایی وجود داشته باشد تولید و پخش انها در مناطق مختلف چقدر خطرناک است و بیشتر از اینکه برای امریکاییها امنیت را به ارمغان بیاورد باعث ایجاد احساس نا امنی میشود.

    کلیپ هایی از انفجار گاز مایع در اینترنت وجود دارد که نحوه انفجار انها با انفجارهایی که اتمی وانمود میشوند کاملا” شباهت دارد و چه بسا امریکا چندهزار تن گاز مایع را همراه با هوای فشرده کافی منفجر میکند , انفجار عظیمی رخ میدهد و با استفاده از عدم اگاهی ملتها وانمود میکنند که این انفجار با یک تا سه کیلوگرم اورانیم غنی شده انجام شده است. و متاسفانه مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور میکنند.

    با یک جستجوی ساده در اینترنت کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین را ببینید وبا کلیپ انفجار های اتمی مقایسه کنید تا شباهتها را ببینید.

    اوایل مرداد ماه امسال (مرداد ۱۳۹۵) نیز یک مخزن گاز در ۲۸ کیلومتری بندر گناوه منفجر شد و شدت انفجار به حدی بود که مردم شهر گناوه صدای ان را شنیدند و نیروهای هلال احمر اعلام کردند که به دلیل دما و حرارت بالا امکان نزدیک شدن تا یک کیلومتری محل انفجار وجود ندارد.

    در این محل ها به علت حرارت زیاد ناشی از گاز تا شعاع چندین کیلومتر تمامی گونه های گیاهی وریشه انها از بین میرود و دیگر در این منطقه گیاهی سبز نمی شود. عکسهایی که در اینترنت قرار گرفت صحنه های بسیار وحشتناکی را نشان می دهد و مخصوصا” در تعدادی از عکسها صحنه های درخشان با رنگهای متنوع اما ترسناک اسمان همان تصویری را تداعی میکند که به عنوان پرتوها و تشعشعات ناشی از انفجار اتمی وانمود میکنند.

    امریکا برای باور بیشتر مردم جهان سریال ها و فیلمهای زیادی در موضوع بمب اتم ساخت که بیشترین مانور انها بر روی سریال ۲۴ می باشد که حدود یک دهه برای ایجاد ترس بیشتر از بمب اتم با این سریال مردم دنیا را سرگرم کردند .سریالی که تماما” خیالبافی و سوپرمن سازی می باشد.و از لحاظ زمانی امکان انجام این همه کار در ۲۴ ساعت وجود ندارد.

    حدود ۵ سال پیش در فوکوشیمای ژاپن یک سونامی مشکوک رخ داد و نیروگاه اتمی ان نیز منفجر شد . اما عملا” هیچ تخریب وحشتناکی توسط این نیروگاه رخ نداد و با ان همه اب و گل روان محیط زیست الوده نشد.و تمام تخریبها توسط همان سیل مشکوک ایجاد شد. شهر فوکوشیما یکی از مهمترین شهرهای اقتصادی ژاپن است که دارای کارخانه های تولید لوازم منزل , کامپیوتر , و اتوموبیل سازی بود که همه انها در سونامی مشکوک از بین رفت و عملا” رقیب تجاری اروپا و امریکا حد اقل برای چندین سال از صحنه خارج شد.

    هم اکنون نیروگاه فوکوشیما بازسازی شده و مردم در همانجا زندگی می کنند.

    ایجاد مصنوعی سونامی امکان پذیر می باشد.

    در واقع نیرو گاه هسته ای در کار نیست . موضوع از این قرار است که در هر کجا از کره زمین اگر چاهی عمیق حفر کنیم ( بالای سه کیلومتر) کف چاه داغ است . دو چاه حفر میکنند و بین انها را به طریقی تخریب می کنند تا U شکل شود از یک چاه اب میریزند و از چاه دیگر بخار اب با فشار بیرون می اید که با ان توربین ها را به حرکت در میاورند و برق تولید میکنند و برای بازدهی بالا بخار به اب گرم تبدیل شده و مجددا” به چاه بر میگردد و چرخه تکرار میشود. که به ان انرژی زمین گرمایی میگویند .

    برای راحتی کار و بازده بالا نیروگاه ها را نزدیک مناطق اتش فشانی میسازند تا هم چاه با عمق کمتری حفر کنند و هم به مواد مذاب نزدیکتر است و دما ی بیشتری به اب داده میشود. و در واقع منظور از انرژی هسته ای , هسته زمین است نه هسته اتم. و ابر قدرتها در این زمینه اطلاعات غلط میدهند.

    اگر نیروگاه های هسته ای خطرناکند و برای محیط زیست زیانبارند چرا در مناطق خطرناکی مثل کوه های اتش فشانی ساخته میشوند . حدود ۶ ماه پیش یک نیروگاه اتمی ژاپن که در نزدیکی کوه اتش فشانی قرار داشت منفجر شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. و همینطور منفجر شدن چند نیروگاه اتمی در امریکا و بلژیک در ماه های اخیر دلالت بر غلط بودن اطلاعات داده شده در مورد این نیروگاه ها میباشد و واقعیت چیز دیگریست .و اگر دقت کنید ابر قدرتها به هر کشوری که خودشان بخواهند اجازه استفاده از انرژی زمین گرمایی را میدهند. چرا که اگر همه کشورها بخواهند از این انرژی عظیم و تمام نشدنی استفاده کنند کنترل کشورهای جهان مخصوصا” کشورهای جهان سوم از دست انها خارج میشود.
    و خلاصه میکنم که بمب اتم همان اقا گرگه دوران کودکی ماست.

    اگر این موضوع لو برود که بمب اتم یک خالی بندی بیشتر نیست و وجود خارجی ندارد امریکا از درون فرو خواهد پاشید چرا که مردم امریکا تا به حال فکر میکردند که کشورشان یک ابر قدرت است و از اینکه سالها فریب خورده اند باعث میشود که احساس خریت کنند و حس بی اعتمادی به دولت امریکا بوجود می اید و بین انها اختلاف شکل میگیرد.

    نوشته طولانی شد و ممکن است باعث خستگی و سر رفتن حوصله شما گردد.

    امیدوارم این نوشته اولین میخ را بر تابوت دروغ بودن بمب اتم بکوبد .و در عین حال بر تابوت سایر دروغهایی از این دست.

    این نوشته را با سخن وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق انگلستان به پایان می برم که:

    حقیقت انقدر با ارزش است که باید ان را در حصاری از دروغها پوشاند.

    با ارزوی سلامتی و شادکامی برای شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:لطفا پاسخ را به عدد بنویسید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.